فروپاشیِ گستردهٔ جنگطلبان و نومحافظهکارانی که گمان میکردند این جنگ تا ابد ادامه دارد.
وقتی دونالد ترامپ در اواخرِ فوریه جنگی علیه ایران به راه انداخت، جنبشِ «مگا»یِ او ناگهان چنان شد که دیگر بهسختی میشد آن را از همان سیاستِ خارجیِ نومحافظهکارانهای بازشناخت که ترامپ روزگاری از آن بیزار بود.
نزدیک به چهار ماه، جنگطلبانِ واشینگتن—مانند سناتور لیندزی گراهام و مارک لوین، گردانندهٔ برنامهٔ رادیویی—سرخوش و پیروزمندانه میدانداری میکردند. اما رفتهرفته روشنتر شد که رئیسجمهور دنبالِ راهِ خروج است؛ و اکنون، بنا بر گزارشها، او با ایران به یک تفاهمنامه رسیده تا جنگ پایان یابد، تنگهٔ هرمز باز شود و گفتوگوها ادامه یابد.
دوستانِ ترامپ، که امیدِ تسلیمِ ایران و تغییرِ رژیم را در سر داشتند—حتی اگر بهایش بمباران و محاصرهٔ بیپایان میبود—امروز چندان دلِ خوشی ندارند.
لوین در برنامهٔ شامگاهِ یکشنبهٔ خود در فاکسنیوز آشکارا سرخورده بهنظر میرسید و پافشاری کرد که کنگره باید هر توافقی با ایران را تصویب کند (همان لوینی که هیچگاه برایش مهم نبود که برای رفتن به جنگ از کنگره نظرخواهی نشده بود). او عصبانی فریاد زد: «این توافق دوام نمیآورد.»
«این توافق حتی در دورانِ ریاستجمهوریِ ترامپ هم دیری دوام نمیآورد. اسرائیل نمیتواند به چیزی پایبند بماند که در حکمِ یک پیمانِ خودکشی است!» لوین حتی بر سرِ این توافق با یکی از مشاورانِ ترامپ هم درگیر شد.
بن شاپیرو از وبسایتِ The Daily Wire، سرخورده و کلافه، خواستارِ انتشارِ تفاهمنامه شد: «نکتهٔ شگفتانگیزِ توافقهای مکتوب همین است: از کلماتی ساخته شدهاند که همهٔ ما میتوانیم بخوانیم و بعد دربارهٔ آن نظر بدهیم! واقعاً چیزِ جالبی است!»
او با خشم افزود: «پس متنِ تفاهمنامه را منتشر کنید. همین حالا.»
جان بولتون، مشاورِ پیشینِ امنیتِ ملی، با غرولند گفت: «این برای ایالات متحده توافقِ بسیار بدی است.» او نیشِ کلامش را متوجهِ رئیسِ سابقش کرد: «ایرانیها او را مثلِ ویولن نواختند. برای همین است که دقیقاً همان توافقی را که میخواستند، گرفتند.»
مارک تیسن، از بازماندگانِ تیمِ بوش–چنی، آن را بهتمسخر «توافقِ ونس» خواند—اشارهای به جیدی ونس، معاونِ رئیسجمهور. سناتور گراهام هم بنا بر گزارشها نسبت به توافق «بدبین» بود و سپس لحنی نسبتاً تلخ و دوپهلو در پیش گرفت. او در پستی در ایکس نوشت: «بر اساسِ قانونِ ما، هر توافقِ هستهای با ایران برای بررسی و رأیگیری به کنگره فرستاده میشود.»
او افزود: «مشتاقانه منتظرم محصولِ نهایی را بررسی کنم و معتقدم ضروری است که معمارِ این توافق، معاونِ رئیسجمهور ونس و شرکای مذاکرهکنندهاش، در فرایندِ ارائهٔ توافقِ نهایی به کنگره مشارکت داشته باشند.»
سناتور تد کروز (جمهوریخواه از تگزاس) هشدار داد که «نیروهای تاریک میکوشند اتحادِ آمریکا و اسرائیل را از هم بپاشند.»
لابد یکی از همان «نیروهای تاریک»، خودِ رئیسجمهور است که خواهانِ توافق شده؟
اریک اریکسون، که عادتاً جنگطلب است، همان اتهامهای کهنه و فرسوده را از نو علم کرد. او در ایکس نوشت: «نژادپرستان و یهودیستیزان از توافقِ ایران حمایت میکنند.» گلن گرینوالد، روزنامهنگارِ مستقل، در پاسخ گفت: «باز هم همان داستان؛ راستِ طرفدارِ اسرائیل هیچ سخنی برای گفتن ندارد جز اینکه سرِ هرکس مخالفش باشد فریاد بزند نژادپرست! و یهودیستیز!»
توجه کنید که—شاید جز بولتون—هیچیک از این منتقدان مستقیم به سراغِ خودِ ترامپ نمیروند. آنها از خیانت به اسرائیل و از یهودیستیزی دم میزنند، یا تقصیر را به گردنِ ونس میاندازند.
لورا لومر، که آشکارا پریشان بود، نوشت: «برای معترضانی که در ایران جانشان را از دست دادند، بسیار اندوهگینم. امسال نزدیک به ۱۰۰٬۰۰۰ انسانِ بیگناه بهدستِ رژیمِ ایران و سپاهِ پاسداران قتلعام شدند.»
هیچ شاهدی در دست نیست که نشان دهد ۱۰۰٬۰۰۰ ایرانی در اعتراضها کشته شدهاند؛ اما اصلاً مسئله این نیست. این تصور که هدفِ جنگ آزادسازیِ ایرانیان بوده، همان لحظهای که بمبها بر سرِ تهران فرو ریختند و غیرنظامیان—از جمله ۱۲۰ دانشآموز در ۲۸ فوریه—کشته شدند، بهمثابهٔ یک نمایشِ مضحک رسوا شد.
آری فلایشر، که زمانی سخنگوی دولتِ جورج دبلیو بوش بود، پستِ لومر را بازنشر کرد. او همچنین نوشت: «من هنوز به ایران اعتماد ندارم»—گویی اعتمادِ مطلق به یک کشور، شرطِ لازمِ هر توافقِ دیپلماتیک است. رونالد ریگان روزگاری در پاسخ به منتقدانش گفته بود: «اعتماد کن، اما راستیآزمایی کن.»
در همین حال، جان هیگی، واعظِ انجیلیِ صهیونیست، اعلام کرد که «نبودنِ توافق بهتر از یک توافقِ بد است.» مایک هاکابی، سفیرِ منتخبِ خودِ ترامپ در اسرائیل که او نیز صهیونیستِ انجیلی است، بهنظر میرسید که در برابرِ رئیسجمهور میایستد یا دستِکم توافق را تضعیف میکند: «اگر اسرائیل نبود، آمریکایی هم در کار نبود. ما برای موجودیتمان به آنچه در این سرزمین رخ داد مدیونیم.»
فقط برای یادآوری به همه: دولتِ اسرائیل در سالِ ۱۹۴۸ بنیان نهاده شد و ایالات متحده در چهارمِ ژوئیه دویستوپنجاهمین سالگردِ تأسیسش را جشن میگیرد.
البته نمونههای بیشتری از این فروپاشی هم هست، اما نیازی نیست خواننده را با آنها خسته کنیم.
شاید بهترین جمعبندیِ این ماجرا را جیدی ونس، معاونِ رئیسجمهور، به دست داده باشد؛ او بنا بر گزارشها روزِ سهشنبه دربارهٔ منتقدانِ کنونیِ دولتش—مانند مارک لوین و دیگران—گفت: «جالبِ روزگار است که حالا اینقدر نگرانِ متوقفکردنِ این ماجرا هستند، در حالیکه برای راهانداختنش اینچنین پرشور و مشتاق بودند.»
بله، نگراناند.
و بله، آن زمان سراپا شور بودند.
جک هانتر سردبیرِ سیاسیِ پیشینِ Rare.us است. او بهطورِ منظم برای Modern Age، Washington Examiner، The Daily Caller، The American Conservative و Spectator USA نوشته و مطالبش در Politico Magazine و The Daily Beast نیز منتشر شده است. هانتر همنویسندهٔ کتابِ The Tea Party Goes to Washington بهقلمِ سناتور رند پاول است.
دیدگاههایی که نویسندگان در Responsible Statecraft بیان میکنند لزوماً بازتابِ دیدگاههای مؤسسهٔ کوئینسی یا همکاران آن نیست.